قسمت چهل وشش persian audio book @variachannel#
Автор: Varia
Загружено: 2021-03-23
Просмотров: 24
Описание:
امانی دو زانو، روی فرش جلو رفت ،خم شد،دست مادرش را بوسید. نگاه در نگاه مادرش با نرم خندی گفت: یادت هست آن وقت ها که بابا تازه به رحمت خدا رفته بود و تو در خانه های ارباب ها و خان ها ،در سوز سرمای زمستان،برایشان
رخت و ظرف و کهنه های بچه هایشان را
می شستی؟
بعضی وقتها از سرما ،دست هایت را زیر بغل می گرفتی و من بقیه شان را می شستم.
تو مادرم ، از درد خودت هیچ وقت هیچی نگفتی،هیچی...
Повторяем попытку...
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео
-
Информация по загрузке: