ماهی کوچولو
Автор: Buzak-e-Chini
Загружено: 2026-02-22
Просмотров: 19
Описание:
#ماهی کوچولو
نویسنده: هما یوسفی
صنف: دوم
تصویرگر: زرافشان حیدری
استادان راهنما: کامله رضایی و معصومه رحیمی
ویراستار: شمس نظری
یکی بود، یکی نبود. در یک دریای آرام و زیبا، ماهی کوچولویی با مادرش زندگی میکرد. آنها همیشه با هم شنا میکردند و از زندگی لذت میبردند.
روزی، مادر ماهی کوچولو، بیخبر از او به دنبال غذا رفت. ماهی کوچولو خواب بود و چیزی نمیدانست. وقتی بیدار شد، هرچه مادرش را صدا زد، خبری از او نبود.
دل ماهی کوچولو تنگ شد. با خودش گفت:
«شاید مادرم به سطح آب رفته باشد. من هم باید بروم.»
او با نگرانی به بالای آب آمد. اما همینکه سرش را از آب بیرون آورد، ناگهان در تور کوچکی افتاد. پسرکی که کنار دریا نشسته بود، با خوشحالی گفت:
«وای، یک ماهی کوچولو گرفتم!»
سپس ماهی را در یک سطل آب انداخت و به خانه برد. اما وقتی مادر پسرک، ماهی را دید، گفت:
«این ماهی خیلی کوچک است. نباید آن را نگه داری. بگذار پیش مادرش برگردد.»
پسرک گفت:
«باشه مادر، حالا آزادش میکنم.»
او ماهی را به دریا برد و آرام در آب انداخت. ماهی کوچولو با سرعت به زیر آب رفت. دلش تندتند میزد؛ اما ناگهان مادرش را دید که با نگرانی به دنبالش میگردد. مادرش به سوی او آمد و گفت:
«کجایی عزیزم؟ من همهجا دنبالت گشتم!»
ماهی کوچولو، خودش را در آغوش مادر انداخت و گفت:
«من هم دنبالت بودم؛ اما دیگر هیچگاه بدون اجازه بیرون نمیروم.»
مادرش لبخند زد و گفت:
«من هم دیگر هیچگاه تنهایت نمیگذارم.»
از آن روز به بعد، ماهی کوچولو همیشه کنار مادرش شنا میکرد و یاد گرفته بود که هیچگاه بدون اجازه، به سطح آب نرود.
#بزک
#قصه
#پادکست
#چینی
#داستان
#کودکان
#ویرا
Повторяем попытку...
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео
-
Информация по загрузке: