دقایقی با شعر و دنیای حیدر یغما، خشتمال آشفتهحال نیشابور
Автор: Mahdi Sheikhpoor
Загружено: 2024-01-12
Просмотров: 2478
Описание:
من رسالت دارم اندر شعر جای شبهه نیست
شعر من وحی من و دیوان من قرآن من
مینویسم شعر با انگشت اندر خشت خام
گر بهای خامه و دفتر نشد امکان من
پشت میمالم گه خارش به دیوار ضخیم
تا نخاراند ز منت پشتم انگشتان من
مرده من بیکفن از فقر باید شد به خاک
با خدای خویش این است آخرین پیمان من
_____________________
عدهای بر آنکه من میگفتهام الله نیست
من نکو گفتم سخن اما سخنآگاه نیست
کعبه گر سازند مردم این بنای مردم است
خانهای را که کسان سازند بیتالله نیست
آنکه اخترها همیچرخند از فرمان او
خانهاش از سنگ و بامش اینچنین کوتاه نیست
گمرهم دانند مردم لیک من دارم یقین
آنکه حق را سازد از خانه جدا گمراه نیست
ای که سرکش میشتابی دهر را آگاه باش
کاین فرس شاهینپر و این عرصه جولانگاه نیست
شانه دردادم که کوهی برکنم یک تن نگفت
از حقیقت کای پسر این کوه سنگین کاه نیست
مطلبی کوتاه بود و رازهایی ناتمام
گرچه یغما این سخن بهر همه دلخواه نیست
_____________________
صورتی دارد ز خورشید درخشان پاکتر
لعلش از گلهای نوخیز گلستان پاکتر
سینه صافش درخشان چون طلوع آفتاب
پیکرش از لؤلؤ لالای عریان پاکتر
من اگر توصیف انسان میکنم عیبم مکن
نیست اندر ماسوی چیزی ز انسان پاکتر
مرد ایمان باش در سیرت که صورت شرط نیست
هیچ صورت نیست در سیرت ز ایمان پاکتر
چشمه ایمانی اندر صورت تیرهرخان
دیدهام بس از زلال آب حیوان پاکتر
پیکرم را گرد فقر آلوده کرده ورنه هست
دامنم از چشم و چشمانم ز دامان پاکتر
در حضور انس بنشین عشق باز و می بنوش
که گناه عاقل از تقوای نادان پاکتر
دلبرا عاشقنوازی کن که این آب روان
چرک دل میشوید از دریای عمان پاکتر
نخوت خود را بشو یغما نه با آب زلال
هیچ آبی نیست از باران وجدان پاکتر
_____________________
چون کوه سر به فلک متکی به خویشتنم
که سر به اوج ثریا و پای بر دمنم
نهادهام به بلا جان و نیستم حاضر
که کس بگیرد و بیرون کشد از این لجنم
مگر به تیغ سرم را به پایم اندازند
وگرنه در قدم خصم سر نمیفکنم
به مشت میشکنم سنگ را به کوشش خویش
ولی اگر بشوم کشته دل نمیشکنم
اگر به جایزه بر قامتم زر افشانند
طلای سرخ ز پا تا برابر دهنم
تمام را به یکی ذره خاک خواهم داد
ز بس فریفته یار و عاشق سخنم
هزار مرتبه با خویش گفتهام زین پس
دگر سخن نسرایم دگر قلم نزنم
ولی چو پوست ز فرقم کشیده تا کف پای
خدای شعر غزل را به جلد جان و تنم
به سینه آتش غیبی فتاده یغما را
که سوخت پیکر و بیرون نشد صدا که منم
_____________________
مقدمه 00:00
آرامگاه 02:30
عدهای بر آنکه من میگفتهام الله نیست 03:07
صورتی دارد ز خورشید درخشان پاکتر 05:26
چون کوه سر به فلک متکی به خویشتنم 08:25
شرح خاطرهای شنیدنی با یغما 11:00
احوالات درونی یغما از زبان خودش 16:32
_____________________
#یغما #حیدریغما #یغماخشتمال #خشتمال #خشتمال_نیشابوری #نیشابور #حبیب_یغما #آشفتگیه #شاعرخشتمال #شاعر_خشتمال #مرا_اسرار_از_این_گفتگو_بالاتر_است_اما #تنم_در_وسعت_دنیای_پهناور_نمی_گنجد #شوریده #خیام #خیام_نیشابوری #حیدر_یغما #یغمای_خشتمال #مهدی_شیخ_پور #مهدی_شیخپور #عشق #عرفان #عاشقانه #عارفانه #مکه #الله #استغنا #معرفت #اسرار #راز #غزل #دیوان_شعر #شعرخوانی #ماندگار #مشاعره #ادبی #ادبیات #غزل_عاشقانه #خاطرات #شیخپور #شیخ #شیخ_پور #ایران #ایرانی #شاعر #فرهنگ #فرهنگی #شعرفارسی #تخلص #آشفتگیه_باید_ببخشید #معلم #معلم_ادبیات #تدریس #تدریس_ادبیات #حال_خوب #mahdisheikhpoor #mahdisheikhpour #heidaryaghma #yaghma #kheshtmal #yaghmakheshtmal #neyshaboor #neyshabour #persianpoetry #persianpoem #persianpoet #poem #poet #iran #irani #neishaboor #neishabour #yaghmayekheshtmal
Повторяем попытку...
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео
-
Информация по загрузке: