داستان واقعی : دختر دهاتی بودم که همه مسخره ام میکردن ...سرگذشت نرگس
Автор: داستان هیس Dastan Hiss
Загружено: 2026-02-20
Просмотров: 529
Описание:
داستان واقعی: راز که سالها پنهان شده بود، بالاخره برملا شد!سرگذشت نرگس...#داستان_واقعی #پادکست #داستان #dastan #جاده_داستان#داستان_هیس
دختر روستایی سادهای بودم که مادرم با کار در خانههای مردم منو بزرگ کرد… 🥺
تا اینکه توی یه کارگاه مشغول به کار شدم و رئیس جوان کارگاه عاشقم شد. ازدواج کردیم اما زندگی اونطور که فکر میکردم پیش نرفت. مادرشوهر و جاریم همیشه تحقیرم میکردن و بهم میگفتن «دهاتی»…
اما یه روز اتفاقی افتاد که همهچیز رو تغییر داد! وقتی بچه جاریم بهخاطر یه حادثه به بیمارستان منتقل شد و به خون نیاز داشت، نتیجه آزمایشها راز بزرگی رو برملا کرد… رازی که زندگی همهمون رو زیر و رو کرد! 😳
🔥 آیا حقیقت میتونه سالها پنهان بمونه؟
🔥 واکنش خانواده بعد از فاش شدن راز چی بود؟
🔥 سرنوشت این زندگی به کجا رسید؟
حتماً تا آخر این داستان واقعی و پرهیجان رو ببینید و نظرتون رو برامون بنویسید ❤️
• داستان واقعی: تکان دهنده ترین اتفاق زندگیم...
• داستان واقعی :به شوهرم شک کردم… اما حقیقت ...
داستان واقعی
پادکست
داستان های فارسی
داستان واقعی عاشقانه
داستان عاشقی
داستان هیس
جاده داستان
داستان لند
رمان خونه
آوای داستان
داستان الهی
Повторяем попытку...
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео
-
Информация по загрузке: