داستان واقعی:جلوی شوهرم ادای معلولارو درآوردم تا ولم..غافل ازینکه پشت پرده..داستانی از دوران قاجار
Автор: داستانِ زندگی
Загружено: 2025-12-08
Просмотров: 3594
Описание:
به چنل داستان زندگی خوش اومدین📻📚
😱
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
تمامی داستان ها براساس واقعیت هست و اسامی اشخاص برای حفظ حریم شخصی تغییر کرده ✅
اگه عضو چنل ما نشدید لطفا دکمه سابسکرایب رو بزنیدو علامت زنگوله کنارشو فشار بدید تا اولین نفر از ویدیو های ما باخبر بشید
___________
شوهرم مدام باهام دعوا میکرد و غیبش میزد تااینکه..
• داستان واقعی:شوهرم مدام باهام دعوا میکردو ...
شوهرم بهم گردنبندی بهم هدیه داد که راز بزرگی پشتش بود…
• داستان واقعی: سرگذشتی بی نهایت جذاب و شنید...
شوهرم از خونه بیرونم کردو شب بعدش تو عروسی دوست صمیمیم…
• داستان واقعی:سرگذشتی بی نهایت جذاب تقدیم ب...
داستان زندگی
داستان واقعی
قصه گوی شب
پادکست
داستان عاشقانه
داستان شب
داستان ترسناک
داستان جنایی
پادکست صوتی
داستان بلند
داستان صوتی
عاشقانه
داستان کوتاه
سرگذشت زندگی
رمان زندگی
گ
ماجرای واقعی
پادکست زندگی
رمان کوتاه
داستان قدیمی
پادکست عاشقانه
داستان
داستان نوستالژی
خواب های نقره ای
خواب های طلایی
تونل داستان
داستان لند
رضا استور
آوای داستان
ناگفته های تو
سرنوشت تو
Повторяем попытку...
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео
-
Информация по загрузке: