داستان الهام❣️قسمت ۵❣️ با دستای خودم پسش زدم...حالا طاقت دیدنش کنار یکی دیگه رو ندارم.
Автор: استوری با حسنا
Загружено: 2026-02-15
Просмотров: 86
Описание:
یک لنگه پا جلوی اتاق استاد رهبری منتظر ایستاده بودم
با اینکه تعطیلات عید تموم شده بود ولی دانشگاه سوت و کور بود. بالخره استاد اومد....
سلام به همراهان ارجمند😍 به کانال استوری با حسنا خوش آمدید.🌹 امیدوارم از این داستان زیبا لذت ببرین. خیلی خوشحال میشم با لایک و سابسکرایب از من حمایت کنید🙏 🙏 🙏
🌻 🌻 🌻 🌻
داستان
داستان واقعی
داستان جدید
سرگذشت
استوری
رمان
رمان صوتی
#داستان_واقعی
#داستان
#رمان
#سرگذشت
#پادکست
Повторяем попытку...
Доступные форматы для скачивания:
Скачать видео
-
Информация по загрузке: